مرتضى راوندى

135

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

را در ترك جماع و گرسنه و تشنه و پليد نگاه داشتن خود ، و يا روش نصارا را در رهبانيّت و انزواى در صوامع و يا طريقهء جمعى از مسلمين را در اعتكاف در مساجد و ترك مكاسب و اقتصار بر كم‌خوراكى و درشت‌پوشاكى اختيار كنند و از لذات فعلى چشم بپوشند بلكه بايد به ديدهء عقل در لذايذ بنگرد و از آنها در حدّ اعتدال بهره بگيرند . كه به عواقبى مولم و تبعاتى وخيم نكشد . مرتاض به عقيدهء رازى با نفس خود ظالم است و راهى مىرود كه با سيره و اخلاق اسلاف سازش ندارد . . . فيلسوف واقعى بايد سيرتى برگزيند كه از زهد ، ريا ، دور و از تعيّش و تفنّن برى باشد و در هيچ يك از دو ورطهء افراط و تفريط نيفتد . . . » « 1 » نظريات رازى دربارهء اخلاق و مذهب « اصول معتقدات رازى در اخلاق ، از همه جالبتر و در كتاب « سيرة الفلسفيه » و « كتاب الطّب روحانى » منعكس شده است . وى در اخلاق ، معتقد به زهد و ترك دنيا و انزواى از خلق نيست . در آغاز رساله سيرة الفلسفيّه به كسانى كه او را از معاشرت با خلق و تصرف در وجوه معاش ، سرزنش كرده‌اند تاخته و زندگى خويش را بخصوص با اعمال « امام » خود سقراط مقايسه كرده و از روش كلبيون اعراض نموده و در حيات اجتماعى شركت جسته و در عين آنكه در زندگى خصوصى طريق قناعت پيش گرفته بود ، از مواجهه با عامه و با ملوك و بيان حق با الفاظ روشن امتناعى نداشت . به‌نظر او : « فرد بايد از انهماك « 2 » و افراط در شهوات دورى جويد و از هرچيز به مقدارى كه از آن چاره نيست بهره برگيرد . . . » « 3 » به عقيدهء رازى ، مقصود از خلقت بشر ، كسب علم و به‌كار بردن عدل است و بشر بايد به قدر طاقت ، به خداوند شبيه شود ، و چون خدا عادل ، رحيم و عالم است ما بايد نسبت به مردم و خودمان عادل و رحيم و در راه كسب علم كوشا باشيم و در امور از عقل مدد جوييم . عيوب خود را بشناسيم ، از تكبر ، حسد ، غضب ، دروغ ، بخل و غم ، بپرهيزيم و از افراط در همخوابگى و شرابخوارى خوددارى كنيم . وى در كتاب معروف خود « نقض الاديان » و « مخاريق الانبياء » به‌طور كلى با تمام اديان ، اظهار مخالفت كرده است و با انتشار اين دو كتاب ، خشم مسلمين را برانگيخته و مورد تكفير شديد روحانيان قرار گرفته است ، به‌طورىكه امروز از اين دو كتاب مشهور

--> ( 1 ) . از شماره 7 ، سال سوم مجله مهر ، مقام رازى در فلسفه ، به قلم عباس اقبال . ( 2 ) . پافشارى ، فرورفتن . ( 3 ) . تاريخ علوم عقلى . . . دكتر صفا ، ص 175 .